
گفتوگو با پرواز همای
با چشمانم میخوانم نه با زبانم
موسیقی ما - پرواز همای، صدا و کاراکتری متفاوت در بستر موسیقی ایرانی است و این مربوط به همه کاراکتر اوست، نه فقط فاشگویی شعرها و شکل خاص اجرا و صدای متفاوت او و گروهش. در میانه مصاحبه از او پرسیدم برخی معتقدند دلیل موفقیتش تابوشکنیهایش بوده. هم رد کرد و هم نکرد. گفت: «تابوشکنیهای من در انتخاب سوژهها نبوده، بلکه در نوع بیان این سوژهها و نوع اجرای آن بوده که تکراری نباشد. تابویی که من شکستم این بود که مثل خیلی از خوانندهها، صدایم کپی صدای استاد شجریان نباشد. این تابوشکنی است. من سبک خودم را آوردم هر چند تکامل پیدا نکرده باشد. روزی که سر زبانها افتادم شاید تازهکار بودم و پراشتباه، اما بهاین دلیل مورد لطف مردم قرار گرفتم که همای بودم نه کسی دیگر...». در این پاسخ بخشی از رهایی و سادگی روستایی همای هم هست. کاراکتری که او اصرار دارد آن را همیشه حفظ کند، حتی این روزها که در ایتالیا موسیقی میخواند. پرواز همای با این کاراکتر و آنچه خواند مورد استقبال گستردهای قرار گرفت، هرچند همیشه منتقدانی هم داشته و حتی برخی از سنتگرایان کار او را در ژانر موسیقی پاپ سنتی میگنجانند، نه موسیقی اصیل ایرانی. او حدود ٥٠٠ کنسرت را در ایران و سرتاسر جهان برگزار کرد که البته آخرین کنسرتهای داخل ایرانش برمیگردد به بیشتر از پنج سال قبل و او بعد از آن دیگر نتوانست در ایران کار کند، هرچند هیچگاه از ایران خارج نشد. در این مصاحبه درباره همهچیز حرف زدیم از جمله کارهایی که او آنها را اشتباهات خودش میداند.
من بیپرده سخن گفتهام اما برای مخالفت با ریاکاری که این مخالفت با ریاکاری از اعتقاد و باورهای دینیام سرچشمه میگیرد اما چون زبان من در شعرهایم زبان تازه و بیپردهای بود، هرکسی یک جور تفسیر کرد و آنقدر شایعات درست کردند که حساسیتها درباره من بالا رفت و کار به اینجا کشید.
من در ایران ١٥ سال موسیقی آموختم، پنج استاد آواز داشتم و در همه کلاسها هم بهترین شاگرد بودم. دستکم ٤٠٠کنسرت در بهترین جاهای دنیا داشتم و بیشترین استقبالها از من شد و با غرور میگویم خیلی در خارج موفق هستم، اما با اینهمه تجربه فهمیدم راه را برعکس میرفتم. اینجا به ما خوانندگی یاد نمیدهند، ردیف موسیقی یاد میدهند
در ایتالیا اول باید علم و تکنیک خوانندگی را یاد بگیرید. خوانندگی از علم جراحی مغز هم پیچیدهتر است. تئوری، فرمول و علم دارد، حتی باید ساختار داخلی بدن را مانند یک پزشک بشناسید و دانش موسیقی را هم جدا یاد بگیرید. دانش جامعهشناسی، ادبیات و روانشناسی را هم باید جدا یاد بگیرید، اما اینجا بسیاری از معلمها فقط گوشهفروشند و هرکس که از راه برسد، ثبتنام میکنند و فقط به او گوشه میفروشند و هیچچیز از علم خواندن بلد نیستند و یاد نمیدهند
- آقای همای چرا بسیاری از مردم گمان میبرند که شما خارج از ایران زندگی میکنید و خوانندهای غیرمجاز هستید؟ در صورتی که همیشه در ایران بودهاید... .
- به نظر خودتان دلیل شکلگرفتن این شایعات و تصورات درباره شما چیست؟
- چرا در بعضی از کارهایتان آنقدر بیپرده سخن گفتهاید که بعضی از شعرهایتان نوعی اباحهگری به نظر میرسد؟
من بیپرده سخن گفتهام اما برای مخالفت با ریاکاری که این مخالفت با ریاکاری از اعتقاد و باورهای دینیام سرچشمه میگیرد اما چون زبان من در شعرهایم زبان تازه و بیپردهای بود، هرکسی یک جور تفسیر کرد و آنقدر شایعات درست کردند که حساسیتها درباره من بالا رفت و کار به اینجا کشید.
- خاستگاه هنری شما کجاست، شعر یا موسیقی؟
- وقتی یک موسیقی مینویسید که با شعر همراه است، آیا بیشتر به شعر بها میدهید یا به موسیقی؟
- این کاری است که عارف قزوینی هم خیلی به آن اعتقاد داشت... .
- چرا امروزه موسیقی اصیل ایرانی توسط طیف وسیعی از مردم زمزمه نمیشود؟ در حالی که موزیسینها و خوانندگان ما قبلا شعرهای ساده و همهفهمی را روی آهنگهای خود میگذاشتند: بهعنوان نمونه «مرغ سحر»، «تو ای پری کجایی»، «غوغای ستارگان»، «الهه ناز» و آهنگهای دیگری از این دست که توسط بزرگترین خوانندگان ما خوانده شدهاند... .
- آیا شعر شاعران یک قرن گذشته، از بهار و شهریار و سایه تا منزوی و بهمنی و... زبان سنگینی دارند؟
- آیا با نگاه محوریتداشتن شعر در موسیقی از بار موسیقایی اثر کم نمیشود؟ بههرحال خیلیها میخواهند موسیقی تولید کنند و در کنار آن میخواهند که کلام هم داشته باشد. یعنی موسیقی باید طوری باشد که شکل بدون کلام آن هم شنیدنی باشد... .
- گفتید که بخشی از موفقیتتان بهدلیل همآغوشی کلام و موسیقی بود و بخشی دیگر از آن بهدلیل نوع سوژههایی که انتخاب میکنید. چه بخشی از این موردتوجهقرارگرفتن سوژهها بهدلیل تابوشکنیهایی بود که انجام دادید؟
- از نظر شما نوآوری چیست؟
- من بهعنوان یک شنونده، همیشه جنبههای اجتماعی را در شعر و آهنگهای شما بیشتر از همهچیز دیدهام...
- میخواهم در مورد «فاشگویی» حرف بزنم. حافظ میگوید: «فاش میگویم و از گفته خود دلشادم». برخی از سرودههای شما فاشگویی دارد و این میتواند به خاطر روانبودن و همهفهمبودن انتخاب شده باشد، اما میتواند باعث برداشتهای دیگر هم شود. آیا شما این روش را بهعنوان یک استراتژی در نظر دارید؟
- فکر میکنید همای محافظهکار و محتاط هم به اندازه همای رها، جذاب است؟
- بخشی از این «چشم» و «روح» که میگویید، استفادهکردن از موسیقی، فرهنگ و کاراکتر ساده روستایی ست. خیلی از خوانندگان ما، حتی وقتی روستایی هستند، خودشان را در قالب موسیقی دستگاهی شهری ایران محدود میکنند در حالی که شما کاراکتر روستایی و رهایی را از دست ندادید و هم در شعر و هم در موسیقی و نوع اجرایتان، از آنها استفاده کردید... .
- البته بعضی وقتها هم چشمانتان را میبندید... .
- آیا بیشترین اثرگذاری در اشعار شما، تفکر «شادزی» و خیامگونه زندگیکردن نیست؟
- الان که دارید در ایتالیا به موسیقی و خوانندگی اپرا ادامه میدهید، نمیترسید این سادگیهای روستایی از بین برود؟
- چه زمانی تصمیم گرفتید به خارج از کشور بروید و درس موسیقی را در آنجا ادامه دهید؟
من در ایران ١٥ سال موسیقی آموختم، پنج استاد آواز داشتم و در همه کلاسها هم بهترین شاگرد بودم. دستکم ٤٠٠کنسرت در بهترین جاهای دنیا داشتم و بیشترین استقبالها از من شد و با غرور میگویم خیلی در خارج موفق هستم، اما با اینهمه تجربه فهمیدم راه را برعکس میرفتم. اینجا به ما خوانندگی یاد نمیدهند، ردیف موسیقی یاد میدهند
در ایتالیا اول باید علم و تکنیک خوانندگی را یاد بگیرید. خوانندگی از علم جراحی مغز هم پیچیدهتر است. تئوری، فرمول و علم دارد، حتی باید ساختار داخلی بدن را مانند یک پزشک بشناسید و دانش موسیقی را هم جدا یاد بگیرید. دانش جامعهشناسی، ادبیات و روانشناسی را هم باید جدا یاد بگیرید، اما اینجا بسیاری از معلمها فقط گوشهفروشند و هرکس که از راه برسد، ثبتنام میکنند و فقط به او گوشه میفروشند و هیچچیز از علم خواندن بلد نیستند و یاد نمیدهند
- شما به خارج از کشور رفتید، کنسرتهای مختلف در نقاط مختلف دنیا داشتید و حتی اپرا کار کردید و به نظر نمیرسد نیازی داشته باشید که به ایران برگردید و کارتان را در اینجا ادامه دهید. چرا برگشتید؟
- برنامه آیندهتان چیست؟
- آیا دوباره اپرای موسی و شبان را اجرا میکنید؟
- موسی به آن عظمت و مثل آقای سلیمان واثقی را کجا میتوانید پیدا کنید؟
- رهبر اپرای موسی و شبان که خارج از ایران اجرا کردید، شهرداد روحانی بود. اینجا چه کسی رهبر ارکستر شماست؟
- آلبومهای قبلیتان را که در ایران منتشر نشد، نمیخواهید در اینجا منتشر کنید؟
منبع:
روزنامه شرق
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 فروردین 1394 - 10:27
دیدگاهها
واقعا صدای زیبایی دارند و آهنگ های شگفتی با گروه مستان اجرا کردند. متاسفانه من هم فکر می کردم ایشون در خارج و غیرمجازند که با این مصاحبه خجالت زده شدم.
امیدوارم در ایران هم بتونیم از هنر ایشون بهره مند شیم.
من علاقه ام ب موسیقی اصیل رو مدیون همای هستم
اشعار تابوشکنانه ی فوق العاده قوی و شاهکار ، صدا و آهنگسازی عالی و تکنوازی های بی نظیری که گروه همراهش دارند
ولی تعجب کردم از اینکه تو ایرانه
ی چیزی بگم من قبل خوندن حرفای همای پست گذاشتم
فقط ی چیزی اضافه کنم امیدوارم حرفایی که زده بخاطر حضورش در ایران نبوده باشه و ب قولی نون رو نخواسته باشه ب نرخ روز بخوره
چون محبوبیت او فقط و فقط ب خاطر اشعار جنجالیش بود، که الان اومده میگه نه برداشت مردم اشتباه بوده!!!
یاد معلمان دوره راهنمایی و دبیرستانم میفتم که از اشعار حافظ برداشت های خودخواهانه میکردن
افزودن یک دیدگاه جدید