
پرونده ای برای آلبوم «تو محکومی به برگشتن» - 1
هماهنگ و یکدست؟ بله! غافلگیرکننده؟ خیر!
- حسن علیشیری | ترانه سرا
موسیقی ما - «تو محکومی به برگشتن» دهمین آلبوم خشایار اعتمادی است. انتشار «دهمین» آلبوم، در بازاری که برخی از خوانندههایش تنها با یک قطعه به شهرت میرسند و با همان یک قطعه فراموش میشوند، نشان از هوش، پشتکار و مخاطبشناسی درستیست که خشایار اعتمادی به خوبی از آنها بهرهمند است. او در تمام دوران فعالیت خود، از زمانی که ملودیهای بابک بیات را در یکی از آلبومهای آغازین دور جدید موسیقی پاپ در ایران- دلشوره- خواند تا امروز که در تازهترین آلبومش سراغ هنرمندان مطرح روزی همچون روزبه بمانی، علیرضا افکاری، افشین مقدم، سیروان خسروی و بابک صحرایی رفته و با رضا صادقی همآواز شده، همیشه رگ خواب مخاطب و بازار را در دست داشته و سطح استانداردی از کیفیت را حفظ کرده. در این میان، به جز برههای کوتاه که قصد ورود به فضاهای تینایجرپسند را داشت و خوشبختانه خیلی زود از آن دست کشید، همیشه در انتخاب ترانه با دقت و وسواس عمل کرده، این را میتوان از نامهایی که خشایار اعتمادی از آنها شعر انتخاب کرده و خوانده نیز استنتاج کرد: نیما یوشیج، احمد شاملو، دکتر شفیعیکدکنی، هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری، محمد صالحاعلا، بابک صحرایی، افشین یدالهی، روزبه بمانی، افشین مقدم و ... از سوی دیگر بسیاری از ترانهسرایانی که با او همکاری کردهاند از درک بالایش از ترانه و وسواسش در انتخاب میگویند. همهی آنچه گفته شد توقع مخاطب جدی و حرفهای را از آلبومش بالا میبرد و انتظار شنیدن آثاری متفاوت و شنیدنی را بهوجود میآورد. به ویژه آنکه آلبوم پیشین او «باید به تو برگردم» با ترانههایی از روزبه بمانی و یک ترانه از پدیده نیشابوری، با اقبال مخاطبان روبرو شد و مسیری تازه را در آثار اعتمادی گشود. اما باید دید این توقع تا چه میزان برآورده شده ...
ترانههای «تو محکومی به برگشتن» ادامهی منطقی ترانههای آلبوم «باید به تو برگردم» هستند. از نام هر دو آلبوم گرفته که بنایش را بر «برگشتن» گذاشته تا فضای کلی ترانهها و دامنهی واژگانی، همه بر اساس آلبوم موفق قبلی شکل گرفته است. همچنان روزبه بمانی، که اسمش به دلایلی عجیب و خارج از ارادهی خشایار مانند اسم افشین مقدم و علیرضا افکاری در جلد آلبوم درج نشده، اکثر ترانهها را سروده، ترانههای دیگر آلبوم هم که از افشین مقدم، داود رحمت الهی و بابک صحرایی هستند در فضایی مشابه عاشقانههای بمانی انتخاب شدهاند. ممکن است در نگاه اول این یکسان بودن فضاها، مثبت و در جهت یکدست شدن آلبوم به نظر بیاید اما در شنیدنهای چندبارهی آلبوم، تکرار تِمِ عاشقِ دلباختهی معشوق از کف داده، که یکی دو جا هم از وصل و همکناری میگوید آزاردهنده میشود. به ویژه آنکه، همچون تمام آلبومهای این روزها، هیچ ترانهی غیرعاشقانهای در آلبوم وجود ندارد تا به مخاطب خسته از این همه من و تو شنیدن فرصت نفس کشیدن بدهد. (در این آلبوم کلمهی «من» 79 و کلمهی «تو» 105 بار تکرار میشود!) این در حالی است که تمامی ترانهسرایانی که در این آلبوم حضور دارند در کارنامهی کاریشان آثار اجتماعی و غیرعاشقانه (و البته قابل انتشار) موفق دیده میشود. پس میتوان به یقین رسید که در پس این نوع انتخاب، نگاهی آگاهانه و تعمدی وجود دارد که علیرغم جذب بخشی از مخاطبان، به سرخوردگی مخاطب جدیتر خشایار اعتمادی که در یک دههی گذشته طیف وسیع و به نسبت متنوعی از آثار را از او شنیده میانجامد. عملکرد تک تک ترانهسرایان نیز در این آلبوم، علیرغم داشتن سطحی استاندارد و قابل قبول، چیزی فراتر از آثار گذشتهشان نیست و به جز تک سطرهایی خوب، ترانهای غافلگیرکننده شنیده نمیشود.
خشایار اعتمادی هنرمندی است قابل احترام و حرفهای که برای کارش و مخاطبش ارزش زیادی قائل است، این را میتوان از دقت و وسواسش در انتخاب تیم همکارانش، که همهگی از بهترینهای حرفهی خود هستند و اصرارش بر کیفیت نهایی اثر فهمید. میتوان امید داشت با بهرهگیری از تجربیات این دو آلبوم و انتخابهایی متفاوتتر و متنوعتر در آینده شاهد انتشار آثار درخشانتری از او باشیم.
منبع:
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 آذر 1391 - 00:00















دیدگاهها
باید اعتراف کنیم که هنرمندی مثل خشایار اعتمادی تنهاترین خواننده متعهد ایران است. که به شعور مخاطب و فن هاش خیانت نمیکنه
افزودن یک دیدگاه جدید